رفاقت با کتاب
زیر باران باید رفت... باران رحمت خداوند می بارد... 
قالب وبلاگ
نویسندگان

سخن گفتن از او کار سختی است، از نوشته های اش، از اندیشه اش، آن هم برای کسی که اندکی مطالعه درباره او و از او داشته است. ارمیا که در حد و اندازه بزرگان نیست تا بخواهد از بزرگان سخن بگوید، اما برای اش، اندیشه و سیستم فکری دکتر شریعتی بسیار جالب و آموزنده است. حال، روز درگذشت دکتر شریعتی بهانه ای شد تا کتابی درباره او معرفی کنم که برای خود ارمیا بسیار جالب است و خواندنی. کلی فکر کردم تا از شریعتی بنویسم اما دیدم شهید بهشتی با بهترین تعاریف او را و نوشته های اش را تعریف کرده است. تعریف نه به معنای تمجید، بل به معنای توصیف و حتی انتقاد به نوشته های دکتر اما انتقادی همراه با آداب نقد.

جای افسوس است؛ افسوس که ما عادت کرده ایم بیگانه پرست باشیم و مرده پرست، عادت کرده ایم که بزرگان این سرزمین را وقتی می روند می شناسیم، و وقتی می روند هر کس به سود خود می خواهد از آنها استفاده کند. عجیب است واقعا!

 از دکتر، سیگارش را گرفته اند تا پز روشنفکری اش را بدهند و اندیشه اش را رها کرده اند و حتی نمی دانند اندیشه دکتر چگونه اندیشه ای ست. عجیب است که عده ای چند جمله از دکتر را از متن کتاب های اش جدا کرده اند و علم کرده اند که به اصطلاح، جبهه مقابل روشنفکران سیگاری را تشکیل دهند. عجیب نیست واقعا؟! و تفاوت ره از کجاست تا به کجا؟ و البته در این میان خدا خیر دهد برخی خلق را که منصفانه می بینند و اگر نقدی هم هست منصفانه نقد می کنند.

این روز ها ارمیا خودش را می بیند که هیچ کاری برای آنچه مذهب اوست و ادعای اش را دارد، نکرده است و قدمی از قدم برنداشته است، وقتی آدم هایی را می بیند که حرف می زنند که زده باشند و حاضر نیستند حتی نقدی بشنوند، چه اینکه بپذیرند، و وقتی می فهمی که دکتر شریعتی چقدر انتقادپذیر بوده و به دنبال آنچه درست بوده است و چقدر جستجوگر، آنگاه او را باید ستایش کرد.

افسوس؛ چه روزگاری داشته اند، شهید بهشتی و شهید مطهری و دکتر شریعتی و آنان که آن روزگار بوده اند و به بحث و تبادل نظر می پرداخته اند تا به آنچه درست بوده برسند، که انقلابی را نه به مقصد، که به مبدا برسانند؛ تا حالا ما با اندیشه هایی ناب رو به رو باشیم. و حالا ارمیا روزگار خودش را می بیند و خودش را می بیند که چقدر عقب افتاده اند از نشستن و صحبت کردن و نقد کردن و نقد پذیرفتن. افسوس که نشست های مان تبدیل شده است به دست و جیغ و هورای بلند! و صلوات جلیل و حال چه کسی این میان به حرف چه کسی گوش می دهد، ؟؟؟ .

 

دکتر شریعتی، جستجوگری در مسیر "شدن" – شهید آیت الله دکتر سید محمد حسینی بهشتی – بنیاد نشر آثار شهید بهشتی – 120 صفحه - بخش نخست، گفتاری از شهید بهشتی در تاریخ 29/3/1359 در دانشکده نفت آبادان. - بخش دوم، دو گفتار از شهید بهشتی در پاسخ به ایراداتی که آیت الله مصباح در آن زمان بر آثار دکتر وارد ساخته بودند. - بخش سوم، چهار مصاحبه از شهید بهشتی درباره دکتر شریعتی.

قطره ای از کتاب:

آرائش، اندیشه های اش، برداشت های اسلامی اش، برداشت های اجتماعی اش، در حال دگرگونی و در مسیر شدن بود؛ چون انسان، موجودی درحال شدن است. و نه فقط انسان، بلکه همه موجودات عالم طبیعت واقعیت های شدنی هستند. ولی انسان، در میان همه موجودات، شدنش شگفت انگیزتر است. ای انسان، تو سراپا((شدنی)). "

گله کرد، گفت گله من از شماهاست. گفتم خوب، گله کن! گفت من علاقه مندم این سخنرانی ها و بحث ها در همفکریی که شما می توانید بکنید پخته تر بشود، بگیرید، بخوانید؛ اگر به نظرتان می آید که باید در جایی تجدیدنظر کرد تجدیدنظر شود و بعد گفته شود. گفتم حتی در سخنرانی هایی که هنوز ایراد نشده است؟ گفت بله، حتی در آنها. من این کمال انصاف و تواضع و فروتنی را که شأن یک انسان کنجکاو است، با صداقت تمام، آن روز در دکتر یافتم. "

پس نویس:

به قول رفیق قریب، ارمیا اول خودش باید خیلی چیزها یاد بگیرد، بعد اینجا پست بگذارد؛  اما جالب توجه رفیق قریب مان عرض شود که ارمیا دارد تمرین می کند، تا بیاموزد، امروز بیاموزد به که فردا !!!

خودم متن های طولانی در وبلاگ ها را نمی پسندم، شرمنده به درازا کشید!




طبقه بندی: ارمیا،  باران کتاب،  قطره کتاب،  اندیشه های بی مقدمه!،  اجتماعی، 
برچسب ها: معرفی کتاب، باران کتاب، قطره کتاب، ارمیا، شهید بهشتی، دکتر شریعتی، دکتر شریعتی جستجوگری در مسیر شدن،  
[ جمعه 30 فروردین 1392 ] [ 05:42 ب.ظ ] [ ارمیا ]
پیشنهاد ارمیا برای مطالعه ای که وقت زیادی نمی گیرد

مقاله "دفاع از سیزده"
شهید مطهری
کتاب پانزده گفتار
صفحه 141 تا 154

اگر کتاب را در اختیار ندارید  می توانید فایل آن را از طریق لینک زیر دانلود کنید و مطالعه کنید.


و یا خود کتاب را مطالعه کنید،
و یا خود کتاب را مطالعه نکنید،
و یا از سایت های دیگه پیدا کنید، سپس دانلود نموده، زان پس اُپن نموده و پس از آن بمطالعید
و یا کلا مطالعه نکنید
وقت شما بیشتر از این حرف ها ارزش داره، والا !!!

برای ارمیا که جالب بود و دلنشین 
بهار مبارک و روزهایتان بارانی 
یا حق



طبقه بندی: ارمیا،  باران کتاب،  قطره کتاب،  اجتماعی، 
برچسب ها: شهید مطهری، دفاع از سیزده، باران کتاب، قطره کتاب، ارمیا، بهار،  
[ یکشنبه 11 فروردین 1392 ] [ 12:24 ب.ظ ] [ ارمیا ]

شطرنج، قیامت، جنگ

صفرم:

یک رمان خواندنی برای آنان که اهل رمان خواندن هستند؛ به خصوص اهل ادبیات دفاع مقدس.

اول:

رمان، داستان یک دیده بان نوجوان است به نام رمز موسی! در زمان جنگ و محاصره آبادان که دوستی او با پرویز اتفاقات مختلفی را برای او در حین انجام مأموریت اش رقم می زند و در این مسیر با آدم هایی با شخصیت های متفاوت برخورد می کند. این کلیت داستان است اما نویسنده و هنر اوست که با پروبال دادن به این کلیت، داستان را فراتر از یک داستان در حوزه جنگ و دفاع مقدس و یا یک خاطره نویسی صرف از دوران جنگ ایران و عراق، می برد. شاید بتوان گفت یک رمان جنگی – فلسفی. برخورد دیده بان با آدم های مختلف و مکالمات بین آن ها خصوصا بین دیده بان و مهندس جذابیت های بیشتری دارد.

شک و تردید، جبر، عبادت، جنگ، صلح، دوری از جنگ، یقین.

دوم:

اگر خیلی مایل باشید با یک جستجوی ساده می توانید مقدار بیشتری از جزئیات رمان را در سایت ها و وبلاگ های مختلف ببینید. اما به نظر ارمیا اگر آدم همین اول بداند که ماشین قیامت در داستان چیست و قرار است چه بکند؟ یا اینکه رابطه دیده بان با شطرنج و ماشین قیامت چیست؟ کلی از شیرینی های زمان خواندن را از دست می دهد؛ البته نظر است دیگر.

از آن طرف هم هستند کسانی مثل رفیق قریب ارمیا که می گویند: من باید آن قدر از کتاب بدانم تا بفهمم ارزش خواندن دارد یا نه؟ این یعنی اینکه دوست دارد جزئیات بیشتری از داستان را بداند.

چهارم:

-          نگاه متفاوت در حوزه ادبیات جنگ و دفاع مقدس.

-          قلم نویسنده خوب بود فقط اوایل داستان کمی به دل ارمیا نچسبید.

-          ارمیا از 10 به آن 9 می دهد.

-          ارمیا هنوز برای نظر دادن بچه است!!!

-          ارمیا این کتاب را برای مطالعه پیشنهاد می کند. بنا به دلایلی!!!

پنجم:

شطرنج با ماشین قیامت، حبیب احمدزاده

انتشارات سوره مهر، مرکز آفرینش های ادبی، کارگاه قصه و رمان

360 صفحه با درنظرگرفتن ضمیمه: مقدمه مترجم انگلیسی بر کتاب




طبقه بندی: باران کتاب،  ارمیا،  اندیشه های بی مقدمه!، 
برچسب ها: ارمیا، شطرنج با ماشین قیامت، حبیب احمدزاده، دفاع مقدس، باران کتاب، معرفی کتاب، رفیق قریب،  
[ جمعه 25 اسفند 1391 ] [ 01:17 ب.ظ ] [ ارمیا ]

    فرمانده گردان میثم ابوالفضل کاظمی نام داشت، اما چون پایش مجروح بود نمی توانست صبحگاه بیاید. معاونش می آمد؛ حاج حسین طاهری. یک روز صبح حاج ابوالفضل آمد. بین بچه ها زمزمه افتاد که حتما خبری شده، حاجی رفت پشت تریبون و پس از سلام و علیک گفت:((برادرا! ان شاءالله که حال همگی خوبه. شما خیلی شانس دارید. دیشب که من توی جلسه فرمانده ها بودم، قرار شد گردان ما پدافندی مهران رو دست بگیره.)) بچه ها تمام نیرو را در حلقومشان جمع کردند و صلوات فرستادند.

. . .

وقتی به اتاق رسیدیم، بچه ها از خوشحالی تصمیم به اجرای جشن پتو برای اولین نفری که وارد اتاق می شد، گرفتند. خودمان را به خواب زدیم و یکی از بچه ها پتو در دست، کنار در اتاق کمین کرد. لحظاتی که گذشت. . .

-یاالله. . . هیچ کس نیست؟ من. . .

تا داخل اتاق شد، پتو روی سرش افتاد. همه حمله کردیم. باران مشت باریدن گرفت. بنده ی خدا همین طور دراز کشیده و هیچ نگفت. اصلا برای نجات خودش تقلایی نکرد. بعد از اینکه خوب حالش را جا آوردیم، رفتیم گوشه ای نشستیم. پتو که کنار رفت، رنگ همه پرید. حاج حسین طاهری بود! حاج حسین در حالی که می خندید، گفت:(( بابا ایوالله، این طوری از مهمون پذیرایی می کنید؟ گردنم داشت می شکست. خواستم بگم اگه کم و کسری دارید به حجت شمسایی مراجعه کنید. با اجازه!))

 

خداحافظ کرخه / داوود امیریان / صفحه 28 




طبقه بندی: ارمیا،  باران کتاب،  قطره کتاب، 
برچسب ها: ارمیا، خداحافظ کرخه، داوود امیریان، خاطرات جنگ، باران کتاب، قطره کتاب، دفاع مقدس،  
[ جمعه 11 اسفند 1391 ] [ 05:33 ب.ظ ] [ ارمیا ]

خودم و شما رو توصیه می کنم که هرازچندگاهی داستان کوتاهی، بلندی، خاطراتی، از جنگ و دفاع مقدس بخوانیم! جان شما!

در میان کتاب های حوزه دفاع مقدس تنوع خوبی وجود دارد. برخی شاید کتاب برخی نویسنده گان را به خاطر نثر آن ها نپسندند. ولی این ها مهم نیست که؛ مهم این است که! من و شما بهانه ها را کنار بگذاریم و کتاب بخوانیم. چشم مان را به جنگ هشت ساله باز کنیم و فراتر از چند فیلم به هشت سال دفاع مان نگاه کنیم.

"خداحافظ کرخه" خاطرات "داوود امیریان" است از روزگاری که در جبهه ها در کنار همرزمان اش بخش مهمی از تاریخ این ملک را رقم زده اند. و همین خاطرات است که می تواند فضای آن روز جبهه ها را بهتر از هر چیز دیگری تصویر کند.

این هم از کتاب های تقریبا اتوبوسی من بود. یکی از خصوصیاتی که به ذهن ارمیا درباره این کتاب می رسد این است: گذر سریع امیریان از اتفاقات؛ به نوعی امیریان یک نگاه با پهنای دید بالا از ورودش به جبهه تا برگشتن اش از جبهه داشته است.

 

خداحافظ کرخه / داوود امیریان / انتشارات سوره مهر / دفتر ادبیات و هنر مقاومت / خاطرات جنگ ایران و عراق / 112صفحه


یه کوچولو از کتاب: 

"من متولد 1349 هستم. در حالی که حداقل سن برای اعزام هفده سال تمام بود. با یکی از دوستانم که قبلا به جبهه رفته بود، مشورت کردم. قرار شد فتوکپی شناسنامه ام را دست کاری کنم. همین کار را کردم و به پایگاه ابوذر رفتم. پذیرش بسیج، طبقه دوم بود. عرق سردی تنم را می لرزاند. تا به حال از این کارها نکرده بودم. با دلهره وارد اتاق شدم. مردی پشت میز نشسته بود. تا مرا دید با نگاهی براندازم کرد و بی مقدمه پرسید:((متولد چه سالی هستی؟))

-48. . . متولد 1348 هستم.

نگاهی حاکی از تعجب کرد و با لحنی خاص گفت: ((یعنی شونزده ساله هستی. پسر مارو سیاه نکن! هر روز صد نفر مثل تو مارو اینجا دست می ندازن. اون وقت تو می گی شونزده ساله هستی؟)) "

پس نویس: این اولین کتاب امیریان است. اطلاعات بیشتر برای داوود امیریان




طبقه بندی: اندیشه های بی مقدمه!،  ارمیا،  باران کتاب، 
برچسب ها: داوود امیریان، ارمیا، دفاع مقدس، باران کتاب، جنگ، خداحافظ کرخه، خاطرات،  
[ جمعه 11 اسفند 1391 ] [ 04:38 ب.ظ ] [ ارمیا ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 6 ::      1   2   3   4   5   6  

درباره وبلاگ


برادرها خواهرها عاشق شوید.
زندگی به عشق است.
مسلمان عاشق است.
عاشق خداست.

*********************

توان گفتن آن راز جاودانی نیست!
تصوری هم از آن باغ ارغوانی نیست!
پر از هراس و امیدم، که هیچ حادثه ای
شبیه آمدن عشق ناگهانی نیست
ز دست عشق به جز خیر برنمی آید
وگرنه پاسخ دشنام، مهربانی نیست!
درخت ها به من آموختند: فاصله ای
میان عشق زمینی و آسمانی نیست
به روی آینه ی پرغبار من بنویس:
بدون عشق جهان جای زندگانی نیست

فاضل نظری - اقلیت

*********************

أَلَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَرَى؟!

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic