رفاقت با کتاب
زیر باران باید رفت... باران رحمت خداوند می بارد... 
قالب وبلاگ
نویسندگان
یابن الحسن!


خنده به لبان ما کم است، آقاجان
دل بی تو همیشه در غم است، آقاجان
هر نیمۀ شعبان، همه شادند، اما
سهم دل ما "محرّم" است، آقاجان!



طبقه بندی: ارمیا،  قطره کتاب،  غم غروب!،  شعر، متن ادبی، 
برچسب ها: غم غروب!، ارمیا، انتظار، نیمه شعبان، عارفه دهقانی، شعر، قطره کتاب،  
[ دوشنبه 3 تیر 1392 ] [ 06:15 ب.ظ ] [ ارمیا ]

. . .

   ریشه ی همه فجایع و مصائب روزگار ما این است که سایه ی خدا بر سر فرد و جامعه، نادیده انگاشته می شود و انسان، با همه ی توانایی اش می خواهد عنان اختیار خود و عالم را به دست گیرد.

   این است که هر روز، درمانده تر از پیش، یأس و پوچی و سرگردانی و نیست انگاری را تجربه می کند.

   کسی که به یک قدرت لایزال متکی است، هرگز درمانده نمی شود.

   کسی که محبوبی را با همه ی وجود دوست می دارد، می پرستد و ستایش می کند، هرگز انگیزه اش را برای ادامه حیات، از دست نمی دهد.

   کسی که محبت پروردگار را به خویش، درک می کند و خود را هر لحظه، مورد لطف و عنایت و رحمت می بیند، به پوچی نمی رسد.

. . .


   و ... دعا جاده ای است که انسان را به خالق خویش متصل می کند.

   مناجات، شریان حیاتی است که خون زندگی را در رگ های انسان، می دواند.

   دستهای راز و نیاز، نردبانی است که انسان زمینی را به خدای آسمانی، می رساند و نیایش، برای روح، کار قلب را می کند. هوای تازه عبودیت را می گیرد و آلودگی های ناشی از مناسبات زمینی را تصفیه می سازد.

. . .


خداوندا!

   کاری بکن که دل قرار بگیرد!

خداوندا!

   دل های سنگ آسا را بشکن تا مگر در شکستگی ها نشانی از تو بیابند که خود فرموده ای: انا عند القلوب المنکسره.

خداوندا!

   دینمان را از سیاستمان جدا مکن و دینمان را ابزار سیاستمان قرار مده و دینمان را تابع سیاستمان مپسند.

خداوندا!

   خون شهیدان را پامال سم ستوران مپسند.

خدایا!

   از تو حق شناس تر کیست؟ از تو سپاسگزارتر کجاست؟ یا من یعطی الکثیر بالقلیل! از ما جز کمی و کاستی نیاید و از تو جز اکرام و اکمال نشاید.

خدایا!

   خواستهایمان را دگرگون کن!

 

ابر: مناجات - سید مهدی شجاعی

*** * * * ***

پی نوشت ها

   قرار گرفتن شما و خودم رو در ماه رجب، ماه خداوند، ماه ریزش باران رحمت الهی، اون هم از نوع رگباری تبریک میگم!

   این روزای نزدیک شدن به امتحانات و امتخابات، حس و حال نوشتن ندارم. موفق باشید در هر دو!!!

   به شدت برا همدیگه تو این ماه پر خیر و برکت دعا کنیم، خصوصا اونایی که میرن پرواز! یه نگاهی به بقیه هم داشته باشن!

     

   دوباره خدا برامون بهانه جور کرده؛ خدا کنه بتونیم استفاده کنیم.

   دعا بفرماین؛ یا حق!




طبقه بندی: ارمیا،  قطره کتاب،  گل واژه ها،  شعر، متن ادبی، 
برچسب ها: سید مهدی شجاعی، ارمیا، قطره کتاب، ماه رجب، مناجات، باران،  
[ دوشنبه 23 اردیبهشت 1392 ] [ 10:58 ق.ظ ] [ ارمیا ]
نه اینکه تو نمی دونی
ولی این درد بی رحمه
یه چیزاییُ تـــو دنیا
فقط یک مرد می فهمه
تمام روز می خندم
تمام شـــب یکی دیگم
من از حالم به این مردم
دروغای بدی می گم



طبقه بندی: ارمیا،  شعر، متن ادبی، 
برچسب ها: شعر، احسان خواجه امیری، ارمیا، ترانه،  
[ دوشنبه 9 اردیبهشت 1392 ] [ 05:28 ب.ظ ] [ ارمیا ]


شنیده می‌شود از آسمان صدایی که...
کشیده شعر مرا باز هم به جایی که...
نبود هیچ‌کسی جز خدا، خدایی که...
نوشت نام تو را، نام آشنایی که -

پس از نوشتن آن آسمان تبسم کرد
و از شنیدنش افلاک دست و پا گم کرد

نوشت فاطمه، شاعر زبانش الکن شد
نوشت فاطمه هفت آسمان مزین شد
نوشت فاطمه تکلیف نور روشن شد
دلیل خلق زمین و زمان معین شد

نوشت فاطمه یعنی خدا غزل گفته است
غزل، قصیده نابی که در ازل گفته است

 

نوشت فاطمه تعریف دیگری دارد
ز درک خاک مقام فراتری دارد
خوشا به حال پیمبر چه مادری دارد
درون خانه بهشت معطری دارد

پدر همیشه کنارت حضور گرمی داشت
برای وصف تو از عرش واژه بر می‌داشت

چراکه روی زمین واژه وزینی نیست
و شأن وصف تو اوصاف اینچنینی نیست
و جای صحبت این شاعر زمینی نیست
و شعر گفتن ما غیر شرمگینی نیست

خدا فراتر از این واژه‌ها کشیده تو را
گمان کنم که تو را، اصلاً آفریده تو را

 

که گِرد چادر تو آسمان طواف کند
و زیر سایه آن کعبه اعتکاف کند
ملک ببیند و آنگاه اعتراف کند
که این شکوه جهان را پر از عفاف کند

کتاب زندگی‌ات را مرور باید کرد
مرور کوثر و تطهیر و نور باید کرد

در آن زمان که دل از روزگار دلخور بود
و وصف مردمش الهاکم التکاثر بود
درون خانه تو نان فقر آجر بود
شبیه شعب ابی‌طالب از خدا پر بود

بهشت عالم بالا برایت آماده است
حصیر خانه مولا به پایت افتاده است

 

به حکم عرش بنا شد در آسمان علی
علی از آن تو باشد، تو هم از آن علی
چه عاشقانه همه عمر مهربان علی
به نان خشک علی ساختی... به جان علی

از آسمان نگاهت ستاره می‌خواهم
اگر اجازه دهی با اشاره می‌خواهم

به یاد آن دل از شهر خسته بنویسم
کنار شعر دو رکعت نشسته بنویسم
شکسته آمده‌ام تا شکسته بنویسم
و پیش چشم تو با دست بسته بنویسم

به شعر از نفس افتاده جان تازه بده
و مادری کن و این بار هم اجازه بده

به افتخار بگوییم از تبار توایم
هنوز هم که هنوز است بی‌قرار توایم
اگرچه ما همه در حسرت مزار توایم
کنار حضرت معصومه در کنار توایم

فضای سینه پر از عشق بی‌کرانه توست
«کرم نما و فرود آ که خانه خانه ی توست»


□□□


شکوه وصف تو را این قلم چه می فهمد

وجود داشتنت را عدم چه می فهمد

دل سیاه، صفای حرم چه می فهمد

حضور مادری ات را شلمچه می فهمد

شده ست نام تو سربند هر جوان شهید

تبسم تو تصلای مادران شهید...


□□□□□□□□□□□□□□□□□□□□□□□□□□□□□□□□

سید حمیدرضا برقعی، طوفان واژه ها، صفحه 58 




طبقه بندی: قطره کتاب،  گل واژه ها،  شعر، متن ادبی،  ارمیا، 
برچسب ها: حمیدرضا برقعی، فاطمیه، حضرت زهرا(س)، طوفان واژه ها، ارمیا، شعر، قطره کتاب،  
[ یکشنبه 4 فروردین 1392 ] [ 08:40 ب.ظ ] [ ارمیا ]

نگاه كن...

زندگی امروز عجب حال خوشی داره

کسی جز تو، گل و سبزه، تو این هفت‌سین نمیذاره

رها شو، مثل این بارون

بدون شکوه و ناله

ببین حتی قناری هم داره میخونه خوشحاله

نگاه کن...

همین حالا نگاهت رو از این دلشوره خالی کن

به قلبت وقتی دلگیره کتاب عمر و حالی کن

نگاه کن...

این‌وره پرچین هوای زندگی تازه‌اس

تا وقتی سر نچرخونی همین آش و همین کاسه‌اس

بخند و از غمت رد شو که عطر عشق پیچیده

شاید خنده‌ات به یک آدم امید زندگی میده

باید دل‌ها رو عادت داد به  بغضی که تهش غم نیست

برای زندگی کردن هنوزم دلخوشی کم نیست

نگاه کن...




طبقه بندی: ارمیا،  شعر، متن ادبی، 
برچسب ها: رضا صادقی، ترانه نگاه کن، ارمیا، رفیق قریب، بهار،  
[ سه شنبه 29 اسفند 1391 ] [ 10:29 ب.ظ ] [ ارمیا ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 5 ::      1   2   3   4   5  

درباره وبلاگ


برادرها خواهرها عاشق شوید.
زندگی به عشق است.
مسلمان عاشق است.
عاشق خداست.

*********************

توان گفتن آن راز جاودانی نیست!
تصوری هم از آن باغ ارغوانی نیست!
پر از هراس و امیدم، که هیچ حادثه ای
شبیه آمدن عشق ناگهانی نیست
ز دست عشق به جز خیر برنمی آید
وگرنه پاسخ دشنام، مهربانی نیست!
درخت ها به من آموختند: فاصله ای
میان عشق زمینی و آسمانی نیست
به روی آینه ی پرغبار من بنویس:
بدون عشق جهان جای زندگانی نیست

فاضل نظری - اقلیت

*********************

أَلَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَرَى؟!

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات