رفاقت با کتاب
زیر باران باید رفت... باران رحمت خداوند می بارد... 
قالب وبلاگ
نویسندگان
از خواب،
پاشدم
چه خواب خیره ای!

دیدم،
نشسته حضرت یوسف
در خالیِ مجردِ خانه
در خلوت اتاق
آن سو تَرَک نشسته زلیخا

ابلیس
آماده بود
حالی
حاجت روا کند

چه خواب خیره ای!
از خواب
پاشدم

نزدیک بود حضرت یوسف زنا کُند

(مرتضی امیری اسفندقه - نماشم)



طبقه بندی: ارمیا،  قطره کتاب،  شعر، متن ادبی،  گل واژه ها، 
برچسب ها: شعر، نماشم، مرتضی امیری اسفندقه، ارمیا،  
[ چهارشنبه 14 اسفند 1392 ] [ 12:47 ق.ظ ] [ ارمیا ]
سر در گمم هنوز و به منزل نمی رسم
آن موج سرکشم که به ساحل نمی رسم

مستی و راستی که درست است کار من
بار کجم مگر که به منزل نمی رسم؟!

بی راه و راه را همه طی کردم و نشد
آسان نمی رسم من و مشکل نمی رسم

جبر است یا نه؟ فلسفه ی هستیم دل است
با عقل نیز جز به در دل نمی رسم

هنگامه ی کشیده ترین شعله ی من است
شمعم شهیدوار و به محفل نمی رسم

غیر از سفر نبود مرا منزلی، مباد
سر در گمم هنوز و به منزل نمی رسم


(مرتضی امیری اسفندقه)
- نماشم -

*** سلام و درود بر همه ی دوستانی که هنوز ما را فراموش نکرده اند.
*** چند روزی سفری کردیم در سرزمین مان، اگر عمری باقی بود و حوصله ای، گزارشی از سفر خواهم داد.
*** التماس دعا، یا حق!



طبقه بندی: ارمیا،  قطره کتاب،  شعر، متن ادبی،  گل واژه ها، 
برچسب ها: شعر، قطره کتاب، مرتضی امیری اسفندقه، نماشم، غزل واره سفر، ارمیا، سفر،  
[ جمعه 9 اسفند 1392 ] [ 08:07 ب.ظ ] [ ارمیا ]
آن روز
بگشوده بال و پر
با سر به سوی وادی خون رفتی
گفتی
دیگر به خانه بازنمی گردم
امروز من به پای خود رفتم
فردا
شاید مرا به شهر بیارند
بر روی دست ها
اما
حتی تو را به شهر نیاوردند
گفتند
چیزی از او به جای نمانده است
جز
راه ناتمام


"قیصر امین پور"



طبقه بندی: ارمیا،  قطره کتاب،  شعر، متن ادبی،  گل واژه ها، 
برچسب ها: شعر، ارمیا، قیصر امین پور، راه ناتمام، گزیده شعر جنگ و دفاع مقدس،  
[ جمعه 11 بهمن 1392 ] [ 11:15 ق.ظ ] [ ارمیا ]
ما را چنان که باید دنیا نمی شناسد
پایین پریده دنیا، بالا نمی شناسد

در کار خویش حتی کور است چشم دنیا
نشناخته خودش را ما را نمی شناسد

دست رفاقتش را رد کن که مطمئن نیست
امروز می شناسد، فردا نمی شناسد

چشمی ندیده هرگز ما را چنان که ماییم
ما را کسی در این جا جز ما نمی شناسد

راز تناسب این جاست، طاووس را ببینید
افسوس چشم دنیا جز پا نمی شناسد

اسرار ما پس از مرگ معنای تازه دارد
ما را زمانه ی ما حالا نمی شناسد


"مرتضی امیری اسفندقه؛ ورمشور؛ صفحه 93؛ غزل واره ی سرریز 4"



طبقه بندی: ارمیا،  قطره کتاب،  شعر، متن ادبی،  گل واژه ها، 
برچسب ها: ارمیا، قطره کتاب، مرتضی امیری اسفندقه، ورمشور، غزل واره، شعر،  
[ شنبه 16 آذر 1392 ] [ 04:17 ب.ظ ] [ ارمیا ]



کربلا را آفرید تا انسان بداند،
بهشت در نهایت خود چگونه است!

(علی اکبر بقائی، همه جا همین جاست)



طبقه بندی: ارمیا،  قطره کتاب،  شعر، متن ادبی،  گل واژه ها، 
برچسب ها: ارمیا، علی اکبر بقائی، همه جا همین جاست، محرم، کربلا، امام خامنه ای،  
[ دوشنبه 13 آبان 1392 ] [ 09:01 ب.ظ ] [ ارمیا ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 9 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  

درباره وبلاگ


برادرها خواهرها عاشق شوید.
زندگی به عشق است.
مسلمان عاشق است.
عاشق خداست.

*********************

توان گفتن آن راز جاودانی نیست!
تصوری هم از آن باغ ارغوانی نیست!
پر از هراس و امیدم، که هیچ حادثه ای
شبیه آمدن عشق ناگهانی نیست
ز دست عشق به جز خیر برنمی آید
وگرنه پاسخ دشنام، مهربانی نیست!
درخت ها به من آموختند: فاصله ای
میان عشق زمینی و آسمانی نیست
به روی آینه ی پرغبار من بنویس:
بدون عشق جهان جای زندگانی نیست

فاضل نظری - اقلیت

*********************

أَلَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَرَى؟!

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات