رفاقت با کتاب
زیر باران باید رفت... باران رحمت خداوند می بارد... 
قالب وبلاگ
نویسندگان

به خودم قول داده ام معرفی های کتاب ام در کوتاه ترین حالت ممکن باشد، اگر بتوانم؛ این قدر کوتاه که این جوری می شود.

(( گفت و گو های ملت توی تاکسی؛ چقدر تا حالا بهشون فکر کردی؟؟؟ ))

نام کتاب: مأمور سیگاری خدا

نویسنده: محسن حسام مظاهری

ناشر: انتشارات افق، چاپ اول 1391، 136 صفحه

کجا میشه خرید: کتاب آفتاب، پاساژ رحیم پور، البته تو مشهد!

کتاب حکایت تاکسی نگاری های نویسنده است، نویسنده ای که کارشناس ارشد جامعه شناسی ست و این ضبط و ثبت گفت و گو ها پروژه ای تحقیقی ست برای اش. گفتگوهایی که بین مردم در تاکسی یا به قول نویسنده در "تاکسی گروه" شکل گرفته است. گفتگوهایی که با هنر نویسنده تبدیل به داستان های کوتاه و خواندنی شده است که برای هر کدام از ما می تواند جملاتی آشنا باشد که خودمان آنها را در جامعه بارها شنیده ایم و شاید به نوعی برای مان تکراری شده است. اما مهم تر از خود داستان ها که همان گفت و گو های شکل گرفته در تاکسی گروه است، مقدمه ای ست که نویسنده با نگاهی جامعه شناسانه آورده است.

نگاهی جدید به تاکسی! و محیط اجتماعی کوچکی که در تاکسی ها شکل می گیرد و نویسنده از آن با عنوان "تاکسی گروه" یاد می کند، پدیده ای که بیشتر مردم شهرهای بزرگ هستند که با آن درگیرند، و این که، این گروه کوچک اجتماعی چگونه شکل می گیرد، معمولا چه جملاتی آغاز کننده این ارتباط اجتماعی هستند و چه حرف هایی و چه کسانی در این گروه بیشتر حضور دارند. گفتار و رفتار آدم هایی که در تاکسی حضور دارند به نوعی بازتاب دهنده ی وضعیت اجتماع است.

من: برخلاف نویسنده من اصولا بنا به دلایل اقتصادی، اتوبوس و مترو را بر تاکسی ترجیح می دهم مگر در مواردی!!!برای من هم مقدمه کتاب و هم داستان های کتاب شیرین بود، و برای اینکه بفهمید برای شما هم همین قدر شیرین است یا نه، بخشی از ابتدای کتاب و بخشی از داستان های کتاب را می آورم:

" به نظر من تاکسی ها به عنوان یکی از بهترین و منحصربه فردترین محل ها برای گفت و گو و تبادل نظر شهروندان، حکمِ قلب تپنده ی یک شهر را دارند. مادامی که مردم یک شهر در تاکسی با هم حرف می زنند، فارغ از اینکه چه می گویند، یعنی هنوز روابط انسانی در آن شهر حیات دارد؛ یعنی هنوز آدم های شهر هم دیگر را می بینند؛ یعنی هنوز سطحی از اعتماد هست، هم دلی دور نیست، هم زبانی ممکن است. از این منظر، این که اعضای یک خانواده وقتی در اتومبیل شخصی شان نشسته اند، با هم حرف بزنند، چندان اهمیتی ندارد. مهم آن است که تعدادی "غریبه" بتوانند با هم گفت و گو کنند. "

سؤال های من درآوردم برای اینکه بفهمید در ادامه مقدمه چه بحث هایی پیش کشیده می شود:

- چرا تاکسی؟

- تأثیر ترکیب اعضای تشکیل دهنده و خصوصیات شان در تشکیل گروه چگونه است؟

- عوامل و متغیرهای لازم و کافی در تشکیل گروه چیست؟

- کلید جمله هایی که باعث شکل گیری گروه می شود و ویژگی های یک کلید جمله خوب چیست؟  

و "" داستان های اش را هم خودتان بروید بخوانید . . . ""

ببخشین دیگه طولانی شد

مصاحبه محسن حسام مظاهری با خبرگزاری مهر

یا حق




طبقه بندی: اندیشه های بی مقدمه!،  ارمیا،  باران کتاب،  اجتماعی، 
برچسب ها: کتاب، معرفی کتاب، باران کتاب، ارمیا، کتابخانه باران، محسن حسام مظاهری، مأمور سیگاری خدا،  
[ جمعه 13 بهمن 1391 ] [ 12:27 ق.ظ ] [ ارمیا ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 4 ::      1   2   3   4  

درباره وبلاگ


برادرها خواهرها عاشق شوید.
زندگی به عشق است.
مسلمان عاشق است.
عاشق خداست.

*********************

توان گفتن آن راز جاودانی نیست!
تصوری هم از آن باغ ارغوانی نیست!
پر از هراس و امیدم، که هیچ حادثه ای
شبیه آمدن عشق ناگهانی نیست
ز دست عشق به جز خیر برنمی آید
وگرنه پاسخ دشنام، مهربانی نیست!
درخت ها به من آموختند: فاصله ای
میان عشق زمینی و آسمانی نیست
به روی آینه ی پرغبار من بنویس:
بدون عشق جهان جای زندگانی نیست

فاضل نظری - اقلیت

*********************

أَلَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَرَى؟!

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات