رفاقت با کتاب
زیر باران باید رفت... باران رحمت خداوند می بارد... 
قالب وبلاگ
نویسندگان
اعتکاف آخر رمضان، در حرم حضرت رئوف، ضیافتی است در ضیافت رمضان؛ چشیدنی، وصف ناشدنی. خوشا به حال آنان که راهی این ضیافت می شوند. چه باید نوشت؟ نمی دانم؛ فعلا آنان که مشتاق صحن گوهرشادند بسم الله ...

دوازدهمین اعتکاف دانشجویی
مسجد گوهرشاد
حرم مطهر حضرت رئوف(ع)
27، 28، 29 رمضان 1434
ویژه دانشجویان دانشگاه های مشهد
ثبت نام: 23 لغایت 30 تیر ماه 1392



طبقه بندی: ارمیا، 
برچسب ها: اعتکاف، رمضان، حضرت رئوف، ارمیا، اعتکاف دانشجویی، ودیعه الحسین، دانشجو،  
[ دوشنبه 24 تیر 1392 ] [ 03:55 ق.ظ ] [ ارمیا ]

بند آگاهی:

انقلاب؛ آزادی؛ حکایتی است انقلاب و آزادی؛ وقتی راه آزادی از انقلاب می گذرد؛ وقتی حرم؛ حضرت رئوف؛ صحن انقلاب و آزادی؛ بهانه می شود برای نوشتن؛ بسیاری پایین پای حضرت را به رسم ادب برای تشرف انتخاب می کنند. تشرف از پایین پای حضرت رئوف و زانوی ادب زدن در محضر حضرت و با امام سخن گفتن؛ و بهتر اینکه، سخن گفتن امام با آدمی، آرام، بی صدا، سخنی نه از جنس امواج صوتی با بسامد و فرکانس مشخص برای رسیدن به گوش، بل سخن گفتنی از جنس نور، برای رسیدن به قلب، که تنها مقصدش قلب است، برای انقلاب؛ قلب، انقلاب؛ این قلب باید منقلب شود، باید دگرگون شود، باید بشنود؛ آدمی در درون و برون باید انقلاب کند تا به آزادی برسد. آنگاه رو به روی حضرت بنشیند و بگوید و بشنود و گفت و شنود کند. باید اول، راه انقلاب را فهمید، سپس انقلاب کرد و آنگاه آزاد شد. "آزادی" مکانی است برای رسیدن به انقلاب!؛ قلب؛ قلب منقلب؛ و "انقلاب" آنجایی است که به آزادی رسیده ای! اسم ها، نشانه ها، شاید سر جای شان نیستند؛ شاید حرف های ارمیا، سر جای شان نیستند؛ حکایتی است انقلاب و آزادی.


بند انقلاب:

برای ارمیا این حرم مکان انقلاب است، که فکر می کنم برای همه ی ما محل انقلاب است. این حرم، حرم انقلاب است، که نه این حرم، این حرم ها، این ستون های استوار سرزمین ها، این محل های تلاقی زمین و آسمان، جاهایی که فرش را به عرش دوخته اند، همه، هستند برای انقلاب؛ قلب؛ آزادی. یک انقلاب با همه ی نتایج یک انقلاب، و انقلاب یک نقطه است، نه برای پایان، که برای آغاز، آغاز نبردی بزرگ. برای رویارویی با هر آنچه در تزاحم راه انقلاب است. و ما آدمیان، نه یک لحظه، که دمادم، پیوسته، نیازمند انقلابیم و انقلاب کردن؛ حرم، حرم ها، تکیه گاه ها، ستون ها، محل های انقلاب؛ انقلاب؛ و آزادی.


بند آزادی:

و آزاد می شوی، و نبرد آغاز می شود، نبرد آدمی با درون، نبرد با همچون وسواسی که از درون کودتا می کند؛ قلب ات را، سینه ات را، نشانه رفته است، تا انقلاب نو پای ات را به زانو درآورد؛ نبرد با همچون وسواس ها، نبرد با هر چه شر است از سوی این دشمن درون. و نبرد آغاز می شود، نبرد آدمی با برون، با همچون نفاثه هایی که از برون شورش می کنند، شمشیر می کشند، رو در رو، و گاهی با خنجری از پشت، با هر چه که در توان دارد، با هر شری که بتواند، آزادی ات را نشانه رفته است، می خواهد روشنی آزادی را نبینی، می خواهد دوباره از تو روشنی را در همان فلق بگیرد، همان ابتدای انقلاب، همان ابتدای دیدن روشنایی آزادی؛ و آدمی، همیشه در جنگ، برای رسیدن به نور.


بند نبرد و آدمی:

و آدمی، این موجود خلق شده از علق، از صلصال، و آموخته شده به وسیله ی قلم، و تربیت شده حضرت رب که بیان را و آنچه را نمی دانسته، آموخته، با یک اله، با یک مالک، با یک رب، در جنگ پیروز است، انقلاب اش به ثمر می نشیند، درست منقلب می شود. قلب؛ انقلاب؛ آزادی؛ جنگ؛ درون؛ برون؛ وسواس؛ نفاثات؛ رب. و آدمی، که گمان مکن پیروز همیشگی است، که چنین نیست، که فراموش می کند رب و اله و ملک و خالق خویش را و فقط خود را می بیند، پس می شورد، طغیان می کند، یک تنه به نبرد می رود، متکی به خویش، بی تکیه گاه، و شکست؛ پایان آزادی؛ و آدمی، همیشه در جنگ، همیشه در حال انقلاب، و آدمی، که می جنگد و انقلاب را حفظ می کند، نیک بخت می شود؛ و آدمی، که کناره می کشد، تیره روزگار.

حرم؛ حضرت رئوف؛ انقلاب؛ آزادی؛ قلب؛ نبرد؛ و آدمــــــــــــــــــــی؛ حکایتی شد انقلاب و آزادی!!!

 

بند پی نوشت:

پی نوشت1: این اندیشه های بی مقدمه، امروز در صحن انقلاب، از ذهن مان تراوید، و امشب کمی پر و بال گرفت!

پی نوشت2: ارمیا کمی عجول است، می دانم، باید بیشتر فکر می کردم و متن پخته تری می نوشتم!

پی نوشت3: با نظرات تان متن ام را بتراشید، البت اگر حال داشتید!

پی نوشت4: الحمد لله .

پی نوشت5: التماس دعا، فعلا همین!!! یاحق!

« لا خَیْرَ فِی كَثِیرٍ مِنْ نَجْواهُمْ إِلاَّ مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلاحٍ بَیْنَ النَّاسِ وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِكَ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ فَسَوْفَ نُؤْتِیهِ أَجْراً عَظِیماً »

( در بسیارى از سخنانِ درِگوشی [و جلسات محرمانه] آنها، خیر و سودى نیست؛ مگر كسى كه [به این وسیله،] امر به كمك به دیگران، یا كار نیك، یا اصلاح در میان مردم كند؛ و هر كس براى خشنودى پروردگار چنین كند، پاداش بزرگى به او خواهیم داد.) نساء – 114 .

پی پی نوشت: عکس مربوط به یک روز عصر است، نه مربوط به امروز صبح!




طبقه بندی: اندیشه های بی مقدمه!،  ارمیا،  اجتماعی، 
برچسب ها: ارمیا، اندیشه، بی مقدمه، اندیشه های بی مقدمه، حرم، حضرت رئوف، انقلاب،  
[ پنجشنبه 12 اردیبهشت 1392 ] [ 10:48 ب.ظ ] [ ارمیا ]
دلم نیامد ننویسم
ننویسم از باران
ننویسم از هنگامه اذان
دلم نیامد ننویسم
ننویسم از شب جمعه
ننویسم از صحن آزادی
دلم نیامد ننویسم
ننویسم از حرم حضرت رئوف
ننویسم از شوق
ننویسم از دعا
دعا ...

التماس دعا
یاحق



طبقه بندی: ارمیا، 
برچسب ها: امام رضا(ع)، حرم امام رضا(ع)، ارمیا، زیارت، رفیق قریب!، باران، حضرت رئوف،  
[ شنبه 24 فروردین 1392 ] [ 12:47 ب.ظ ] [ ارمیا ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


برادرها خواهرها عاشق شوید.
زندگی به عشق است.
مسلمان عاشق است.
عاشق خداست.

*********************

توان گفتن آن راز جاودانی نیست!
تصوری هم از آن باغ ارغوانی نیست!
پر از هراس و امیدم، که هیچ حادثه ای
شبیه آمدن عشق ناگهانی نیست
ز دست عشق به جز خیر برنمی آید
وگرنه پاسخ دشنام، مهربانی نیست!
درخت ها به من آموختند: فاصله ای
میان عشق زمینی و آسمانی نیست
به روی آینه ی پرغبار من بنویس:
بدون عشق جهان جای زندگانی نیست

فاضل نظری - اقلیت

*********************

أَلَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَرَى؟!

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات