رفاقت با کتاب
زیر باران باید رفت... باران رحمت خداوند می بارد... 
قالب وبلاگ
نویسندگان
نه اینکه تنها دلیل باشد، نه، اما نوشتن از اینکه کدام کتاب را خوانده ام، آن هم در حد چند سطر و البته در حد خودم، برای این است که دوستان ام را در شیرینی کتاب خوبی که خوانده ام شریک کنم. و البته ترغیب شان به خواندن کتاب خوب.

بگذریم؛ همین اول کار بگویم که نوشتن از نویسنده ای همچون نادر ابراهیمی کاری ست بسیار سخت، اما ننوشتن از او را هم جفایی می دانم به خودم و دیگران.

"غزلداستان های سال بد" نادر ابراهیمی را این یکی، دو روزه خواندم. نادر ابراهیمی در غزل غزل داستان این کتاب حرف دارد برای گفتن؛ برای آزادی و آزاد شدن، مبارزه، امید؛ و داستان های اش روحی تازه در آدم ایجاد می کند برای حرکت. غزلداستان هایی که در سال های 44 تا 57 نوشته است و 84 صفحه بیش ندارد.

آنچنان که باید از این کتاب گفت را دوست گرامی ام در جـــاکـــتـــابـــی نوشته اند. فقط خواستم بگویم که از نادر باید بیشتر گفت و خواند و نوشت.

قطره ای از کتاب: "هیچکس آزادی را تکدی نمی کند – حتی اگر سنگین ترین دردهای اسارت را داشته باشد. هیچکس به اراده ی خویش در برابر غریبه سکوت نمی کند. هیچکس خانه اش را به غریبه وا نمی سپرد. هیچ مهمانی درد نمی بخشد و خوشه ی طلا درو نمی کند – مگر آنکه راهزن باشد. هیچ دزدی به مهمانی نمی آید.

. . .

همیشه کسی هست که بیدار کند، که بجنگد، که یأس سیاه، درِ خانه ی اندیشه اش را نکوبد. همیشه کسی در درونِ شبِ جنگل ایستاده است که در تاریکی ها دیده نمی شود."




طبقه بندی: ارمیا،  باران کتاب،  قطره کتاب، 
برچسب ها: نادر ابراهیمی، غزلداستانهای سال بد، باران کتاب، قطره کتاب، ارمیا، رفاقت با کتاب، رفیق قریب!،  
[ شنبه 20 مهر 1392 ] [ 05:19 ق.ظ ] [ ارمیا ]
یابن الحسن!


خنده به لبان ما کم است، آقاجان
دل بی تو همیشه در غم است، آقاجان
هر نیمۀ شعبان، همه شادند، اما
سهم دل ما "محرّم" است، آقاجان!



طبقه بندی: ارمیا،  قطره کتاب،  غم غروب!،  شعر، متن ادبی، 
برچسب ها: غم غروب!، ارمیا، انتظار، نیمه شعبان، عارفه دهقانی، شعر، قطره کتاب،  
[ دوشنبه 3 تیر 1392 ] [ 06:15 ب.ظ ] [ ارمیا ]

. . .

   ریشه ی همه فجایع و مصائب روزگار ما این است که سایه ی خدا بر سر فرد و جامعه، نادیده انگاشته می شود و انسان، با همه ی توانایی اش می خواهد عنان اختیار خود و عالم را به دست گیرد.

   این است که هر روز، درمانده تر از پیش، یأس و پوچی و سرگردانی و نیست انگاری را تجربه می کند.

   کسی که به یک قدرت لایزال متکی است، هرگز درمانده نمی شود.

   کسی که محبوبی را با همه ی وجود دوست می دارد، می پرستد و ستایش می کند، هرگز انگیزه اش را برای ادامه حیات، از دست نمی دهد.

   کسی که محبت پروردگار را به خویش، درک می کند و خود را هر لحظه، مورد لطف و عنایت و رحمت می بیند، به پوچی نمی رسد.

. . .


   و ... دعا جاده ای است که انسان را به خالق خویش متصل می کند.

   مناجات، شریان حیاتی است که خون زندگی را در رگ های انسان، می دواند.

   دستهای راز و نیاز، نردبانی است که انسان زمینی را به خدای آسمانی، می رساند و نیایش، برای روح، کار قلب را می کند. هوای تازه عبودیت را می گیرد و آلودگی های ناشی از مناسبات زمینی را تصفیه می سازد.

. . .


خداوندا!

   کاری بکن که دل قرار بگیرد!

خداوندا!

   دل های سنگ آسا را بشکن تا مگر در شکستگی ها نشانی از تو بیابند که خود فرموده ای: انا عند القلوب المنکسره.

خداوندا!

   دینمان را از سیاستمان جدا مکن و دینمان را ابزار سیاستمان قرار مده و دینمان را تابع سیاستمان مپسند.

خداوندا!

   خون شهیدان را پامال سم ستوران مپسند.

خدایا!

   از تو حق شناس تر کیست؟ از تو سپاسگزارتر کجاست؟ یا من یعطی الکثیر بالقلیل! از ما جز کمی و کاستی نیاید و از تو جز اکرام و اکمال نشاید.

خدایا!

   خواستهایمان را دگرگون کن!

 

ابر: مناجات - سید مهدی شجاعی

*** * * * ***

پی نوشت ها

   قرار گرفتن شما و خودم رو در ماه رجب، ماه خداوند، ماه ریزش باران رحمت الهی، اون هم از نوع رگباری تبریک میگم!

   این روزای نزدیک شدن به امتحانات و امتخابات، حس و حال نوشتن ندارم. موفق باشید در هر دو!!!

   به شدت برا همدیگه تو این ماه پر خیر و برکت دعا کنیم، خصوصا اونایی که میرن پرواز! یه نگاهی به بقیه هم داشته باشن!

     

   دوباره خدا برامون بهانه جور کرده؛ خدا کنه بتونیم استفاده کنیم.

   دعا بفرماین؛ یا حق!




طبقه بندی: ارمیا،  قطره کتاب،  گل واژه ها،  شعر، متن ادبی، 
برچسب ها: سید مهدی شجاعی، ارمیا، قطره کتاب، ماه رجب، مناجات، باران،  
[ دوشنبه 23 اردیبهشت 1392 ] [ 10:58 ق.ظ ] [ ارمیا ]

سخن گفتن از او کار سختی است، از نوشته های اش، از اندیشه اش، آن هم برای کسی که اندکی مطالعه درباره او و از او داشته است. ارمیا که در حد و اندازه بزرگان نیست تا بخواهد از بزرگان سخن بگوید، اما برای اش، اندیشه و سیستم فکری دکتر شریعتی بسیار جالب و آموزنده است. حال، روز درگذشت دکتر شریعتی بهانه ای شد تا کتابی درباره او معرفی کنم که برای خود ارمیا بسیار جالب است و خواندنی. کلی فکر کردم تا از شریعتی بنویسم اما دیدم شهید بهشتی با بهترین تعاریف او را و نوشته های اش را تعریف کرده است. تعریف نه به معنای تمجید، بل به معنای توصیف و حتی انتقاد به نوشته های دکتر اما انتقادی همراه با آداب نقد.

جای افسوس است؛ افسوس که ما عادت کرده ایم بیگانه پرست باشیم و مرده پرست، عادت کرده ایم که بزرگان این سرزمین را وقتی می روند می شناسیم، و وقتی می روند هر کس به سود خود می خواهد از آنها استفاده کند. عجیب است واقعا!

 از دکتر، سیگارش را گرفته اند تا پز روشنفکری اش را بدهند و اندیشه اش را رها کرده اند و حتی نمی دانند اندیشه دکتر چگونه اندیشه ای ست. عجیب است که عده ای چند جمله از دکتر را از متن کتاب های اش جدا کرده اند و علم کرده اند که به اصطلاح، جبهه مقابل روشنفکران سیگاری را تشکیل دهند. عجیب نیست واقعا؟! و تفاوت ره از کجاست تا به کجا؟ و البته در این میان خدا خیر دهد برخی خلق را که منصفانه می بینند و اگر نقدی هم هست منصفانه نقد می کنند.

این روز ها ارمیا خودش را می بیند که هیچ کاری برای آنچه مذهب اوست و ادعای اش را دارد، نکرده است و قدمی از قدم برنداشته است، وقتی آدم هایی را می بیند که حرف می زنند که زده باشند و حاضر نیستند حتی نقدی بشنوند، چه اینکه بپذیرند، و وقتی می فهمی که دکتر شریعتی چقدر انتقادپذیر بوده و به دنبال آنچه درست بوده است و چقدر جستجوگر، آنگاه او را باید ستایش کرد.

افسوس؛ چه روزگاری داشته اند، شهید بهشتی و شهید مطهری و دکتر شریعتی و آنان که آن روزگار بوده اند و به بحث و تبادل نظر می پرداخته اند تا به آنچه درست بوده برسند، که انقلابی را نه به مقصد، که به مبدا برسانند؛ تا حالا ما با اندیشه هایی ناب رو به رو باشیم. و حالا ارمیا روزگار خودش را می بیند و خودش را می بیند که چقدر عقب افتاده اند از نشستن و صحبت کردن و نقد کردن و نقد پذیرفتن. افسوس که نشست های مان تبدیل شده است به دست و جیغ و هورای بلند! و صلوات جلیل و حال چه کسی این میان به حرف چه کسی گوش می دهد، ؟؟؟ .

 

دکتر شریعتی، جستجوگری در مسیر "شدن" – شهید آیت الله دکتر سید محمد حسینی بهشتی – بنیاد نشر آثار شهید بهشتی – 120 صفحه - بخش نخست، گفتاری از شهید بهشتی در تاریخ 29/3/1359 در دانشکده نفت آبادان. - بخش دوم، دو گفتار از شهید بهشتی در پاسخ به ایراداتی که آیت الله مصباح در آن زمان بر آثار دکتر وارد ساخته بودند. - بخش سوم، چهار مصاحبه از شهید بهشتی درباره دکتر شریعتی.

قطره ای از کتاب:

آرائش، اندیشه های اش، برداشت های اسلامی اش، برداشت های اجتماعی اش، در حال دگرگونی و در مسیر شدن بود؛ چون انسان، موجودی درحال شدن است. و نه فقط انسان، بلکه همه موجودات عالم طبیعت واقعیت های شدنی هستند. ولی انسان، در میان همه موجودات، شدنش شگفت انگیزتر است. ای انسان، تو سراپا((شدنی)). "

گله کرد، گفت گله من از شماهاست. گفتم خوب، گله کن! گفت من علاقه مندم این سخنرانی ها و بحث ها در همفکریی که شما می توانید بکنید پخته تر بشود، بگیرید، بخوانید؛ اگر به نظرتان می آید که باید در جایی تجدیدنظر کرد تجدیدنظر شود و بعد گفته شود. گفتم حتی در سخنرانی هایی که هنوز ایراد نشده است؟ گفت بله، حتی در آنها. من این کمال انصاف و تواضع و فروتنی را که شأن یک انسان کنجکاو است، با صداقت تمام، آن روز در دکتر یافتم. "

پس نویس:

به قول رفیق قریب، ارمیا اول خودش باید خیلی چیزها یاد بگیرد، بعد اینجا پست بگذارد؛  اما جالب توجه رفیق قریب مان عرض شود که ارمیا دارد تمرین می کند، تا بیاموزد، امروز بیاموزد به که فردا !!!

خودم متن های طولانی در وبلاگ ها را نمی پسندم، شرمنده به درازا کشید!




طبقه بندی: ارمیا،  باران کتاب،  قطره کتاب،  اندیشه های بی مقدمه!،  اجتماعی، 
برچسب ها: معرفی کتاب، باران کتاب، قطره کتاب، ارمیا، شهید بهشتی، دکتر شریعتی، دکتر شریعتی جستجوگری در مسیر شدن،  
[ جمعه 30 فروردین 1392 ] [ 05:42 ب.ظ ] [ ارمیا ]
پیشنهاد ارمیا برای مطالعه ای که وقت زیادی نمی گیرد

مقاله "دفاع از سیزده"
شهید مطهری
کتاب پانزده گفتار
صفحه 141 تا 154

اگر کتاب را در اختیار ندارید  می توانید فایل آن را از طریق لینک زیر دانلود کنید و مطالعه کنید.


و یا خود کتاب را مطالعه کنید،
و یا خود کتاب را مطالعه نکنید،
و یا از سایت های دیگه پیدا کنید، سپس دانلود نموده، زان پس اُپن نموده و پس از آن بمطالعید
و یا کلا مطالعه نکنید
وقت شما بیشتر از این حرف ها ارزش داره، والا !!!

برای ارمیا که جالب بود و دلنشین 
بهار مبارک و روزهایتان بارانی 
یا حق



طبقه بندی: ارمیا،  باران کتاب،  قطره کتاب،  اجتماعی، 
برچسب ها: شهید مطهری، دفاع از سیزده، باران کتاب، قطره کتاب، ارمیا، بهار،  
[ یکشنبه 11 فروردین 1392 ] [ 12:24 ب.ظ ] [ ارمیا ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 3 ::      1   2   3  

درباره وبلاگ


برادرها خواهرها عاشق شوید.
زندگی به عشق است.
مسلمان عاشق است.
عاشق خداست.

*********************

توان گفتن آن راز جاودانی نیست!
تصوری هم از آن باغ ارغوانی نیست!
پر از هراس و امیدم، که هیچ حادثه ای
شبیه آمدن عشق ناگهانی نیست
ز دست عشق به جز خیر برنمی آید
وگرنه پاسخ دشنام، مهربانی نیست!
درخت ها به من آموختند: فاصله ای
میان عشق زمینی و آسمانی نیست
به روی آینه ی پرغبار من بنویس:
بدون عشق جهان جای زندگانی نیست

فاضل نظری - اقلیت

*********************

أَلَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَرَى؟!

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic